جمعه 11 مرداد 1392برچسب:, :: 13:49 :: نويسنده : فافا
تو دو شب گذشته مثل تمام ادما قران به سرم گرفتم اشک ریختم دعا کردم برای همه برای خودم برای سلامتی پدر مادرم برای امرزیدن گناهانم و برای رسیدن به ارامش رسیدن به یه عشق پاک به کسی نگفتم اما تو دلم بین دعاهام فقط به خودش گفتم که به حرمت دل پاکم عشقمو بهم برسونه دیگه خسته شده بودم از این یه جورایی بلاتکلیفی از نگران بودن این انتظار طولانی و...... نمیدونم چی شد که اون غروری که همیشه باهام بود شاید هست یه شب گذاشتم کنار به سمت عشقم رفتم نفسمم با قلب پاک مهربونش ارامش و عشقو با تمام وجود بهم داد هنوزم بد از گذشت چند سال از اون شب هر روز هر ثانیه بیشتر عاشقش میشم من مطمئنم که خدا همون شب بیست وسوم چند سال پیش حاجت دل منو نفسییم رو داد پاداش دل پاک نگاه پاک جفتمون رو عشقنامه:خدایا هزاران بار من و نفسیم شکرگزارتیم که ما رو بعد ازچند سال بالاخره بهم رسوندی قول میدم تا اخرین لحظه زندگیم قدر این هدیه خوبی که بهم دادی رو بدونم خیلی دوست دارم خدا جونم نظرات شما عزیزان:
ایشاا.. عشق پاکتون پایدار باشه و قدرشو بدونین تا ابد
![]() پاسخ:مرسی سالی جونم ملیح
![]() ساعت23:24---12 مرداد 1392
سلوووووووم
پیدات کردم ![]() پاسخ:سلام عزیزم خوش اومدی :-* همسری
![]() ساعت15:13---11 مرداد 1392
همسری فدای اون چشای خوشگلت بشه که اشک نریزه
![]() ![]() ![]() منم خدارو شکر میکنم که تلاشای من رو برای رسیدنمون بهم بی نتیجه نذاشت و عزیزی مثه تورو به من داد ، خیلی دوست دارم عشقم ![]() ![]() ![]() خدا نکنه نفسیم عاشقتمممممممممم ![]()
![]() |